فلسفه سهروردی دعوتی به شهود و سلوک باطنی است
- شناسه خبر: 2412
- تاریخ و زمان ارسال: 8 مرداد 1404 ساعت 10:12
- نویسنده: بایراق نیوز

بهمناسبت روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی، خبرنگار ایکنای خراسان رضوی، گفتوگویی با عباس جوارشکیان، عضو هیئت علمی و دانشیار فلسفه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
ایکنا ـ شیخ شهابالدین سهروردی چه جایگاهی در تاریخ فلسفه اسلامی دارد؟
در این میان، شیخ سهروردی بهعنوان بنیانگذار حکمت اشراق، جایگاهی همسنگ با ابنسینا و فارابی (پایهگذاران فلسفه مشاء) و ملاصدرا (بنیانگذار حکمت متعالیه) دارد. وی دستگاهی فلسفی عرضه کرده است که ویژگیها و ساختاری نو دارد و در سنت فلسفی اسلام تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است.
ایکنا ـ آیا میتوان سهروردی را بنیانگذار مکتبی مستقل در فلسفه اسلامی دانست و ویژگیهای این مکتب چیست؟
فلسفه، همچون سایر شاخههای معرفت بشری، بهصورت دفعی پدید نیامده است، هیچ نظام فلسفی چه در شرق و چه در غرب بهیکباره و بهتمامی زاده ذهن یک متفکر نبوده است. فلسفه، دانشی جمعی است و تمامی فلاسفه در بستر سنتهای پیشینیان رشد کرده و از دانش گذشتگان بهرهمند شدهاند.
شیخ اشراق نیز از این قاعده مستثنی نیست، وی در بستر حکمت مشاء رشد یافت، از حکمت ایران باستان، حکمت خسروانی و معارف عرفانی بهره برد و با اتکای به همه این منابع، طرحی نو درانداخت. وی مدعی است که حکمت اشراق صرفاً حاصل تکرار مفاهیم فلسفی پیشین نیست، بلکه ترکیبی از شهود عرفانی، تأمل فلسفی و حکمت باستانی است.
بنابراین، حکمت اشراق را نمیتوان زیرمجموعهای از حکمت مشاء یا حکمت متعالیه دانست، این مکتب ساختار و مبانی ویژه خود را دارد. اگر سخنان سهروردی چیزی جز تکرار دیدگاههای پیشینیان بود، هیچگاه چنین جایگاهی در میان حکمای اسلامی نمییافت. وی بنیانگذار مکتبی است که نگاه خاصی به هستی و شناخت دارد.
ایکنا ـ فلسفه اشراق چه تفاوتهایی با مکاتب پیش و پس از خود دارد؟
بر اساس آموزههای سهروردی، هستی بر نور بنا شده است. در این فلسفه، نور نه بهعنوان پدیدهای حسی، بلکه بهعنوان حقیقتی هستیشناختی و ماهوی در نظر گرفته میشود، نور، ذاتاً ظاهر است و مظهر دیگر چیزها نیز هست و با تکیه بر این تعریف از نور، سهروردی ساختار هستی را بهصورت سلسله مراتبی از انوار تشریح میکند.
از دیگر تفاوتهای اساسی این نظام با نظامهای پیشین میتوان به جهانشناسی آن اشاره کرد. برخلاف تقسیم سهگانه مشائیان به عالم طبیعت، عالم نفوس و عالم عقول، سهروردی پنج عالم را مطرح میکند: عالم طبیعت، عالم مثال که به دو دسته مثل معلقه و مثل افلاطونی تقسیم میشود، عالم نفوس، عالم عقول و عالم انوار قاهره.
ایکنا ـ فلسفه سهروردی چه پیامی برای انسان معاصر دارد؟
یکی از پیامهای مهم سهروردی برای انسان معاصر این است که شناخت حقیقت تنها از راه تحلیلهای نظری به دست نمیآید، معرفت، امری صرفاً ذهنی و مفهومی نیست، بلکه باید عینی و شهودی باشد. انسان برای درک واقعیت، باید آن را تجربه کند و با آن مواجهه وجودی داشته باشد. سهروردی معتقد است که ادراک حقیقت، از سنخ خود حقیقت است، همانگونه که نمیتوان مفهوم «درد» را بدون تجربه زیسته آن بهدرستی فهمید، سایر مفاهیم بنیادین نیز جز از راه درک حضوری قابل شناخت نیستند، بنابراین، فلسفه سهروردی دعوتی است به شهود و سلوک باطنی، نه صرفاً تأملات ذهنی.
فلسفه تنها یک بازی فکری یا فعالیتی انتزاعی نیست، بلکه بنیان شناخت بشری و اساس تمام علوم است. همانطور که ریاضیات «مادر علوم» خوانده میشود، فلسفه را میتوان «مادر معرفت» دانست، اما این معرفت بدون سلوک درونی حاصل نمیشود. برای آنکه انسان بتواند حقیقت را درک کند، ابتدا باید وجود خود را با آن سنخیت دهد و کسی که درگیر تمایلات نفسانی و فاقد فضایل اخلاقی است، ظرفیت شهود حقیقت را نخواهد داشت.
بنابراین، پیام سهروردی به انسان امروز آن است که نخست باید تحولی در درون خود ایجاد کند و این تحول درونی، زمینهساز درک حقیقت و در گام بعد، زمینهساز تحول در بیرون و جامعه خواهد بود.
انتهای پیام








