عطری سرشار از عشق و امید به رسول مهربانیها در محمد؛ بر پایه کهنترین منابع + فیلم
- شناسه خبر: 2790
- تاریخ و زمان ارسال: 4 شهریور 1404 ساعت 2:37
- نویسنده: بایراق نیوز

سعید تهرانینسب در گفتوگو با ایکنا تشریح کرد
از زمان مواجهه غرب مسیحی با تمدن نوپای اسلامی تا عصر استعمار، همواره میان مسلمین و مسیحیان غربی چالشهای مختلفی خواه از جنبه سیاسی و نظامی، خواه از نظر فرهنگی، کلامی و اعتقادی وجود داشته است. غربیان که تمدن اسلامی را همواره رقیب خود میپنداشتند که در زمان کوتاهی بخش گستردهای از جهان آن روزگار را به سیطره خود در آورد، از همان ابتدا سعی برای شناخت این گروه را آغاز کردند و ردپای اعراب و مسلمانان با نام اسماعیلیان (از نسل اسماعیل) در وقایعنگاریهای مسیحی – سریانی و در آرا کلامی مسحیان شرقی مشاهده میشود.
پس از عصر استعمار تلاشهایی منظم در جهت شناخت مردم مشرق زمین مخصوصا مسلمانان، عقاید و تاریخ ایشان شکل گرفت که رویکردهای متفاوتی را ما در این تلاشها مشاهده میکنیم، رویکردهای غرضورزانه تا رویکردهای عاشقانه. طبیعتا سیره، سنت و زندگی پیامبر(ص) به عنوان جزء لاینفک تاریخ و عقاید مسلمانان از چشم اسلامشناسان غربی به دور نمانده است و هرکدام از ایشان با توجه به رویکرد خود با آن مواجه شدهاند. یکی از این اسلامپژوهان که خود شیفته و دلباخته اسلام و شخص پیامبر(ص) شد «مارتین لینگز» با نام اسلامی «سراجالدین ابوبکر» است. اثری وزین با موضوع حیات پیامبر(ص) بنام «محمد بر پایه کهنترین منابع» تألیف کرده است که میتواند منبعی قابل اعتنا برای مطالعه وقایع صدر اسلام و تاریخ حیات پیامبر(ص) باشد.
گروه اندیشه ایکنا، در راستای پژوهش حیات پیامبر گرامی اسلام(ص) در ایام ماه ربیعالاول و ولادت با سعادت حضرت ختمی مرتبت محمدمصطفی(ص) به سراغ سعید تهرانینسب مترجم کتاب رفته است، مشروح این گفتوگو را با هم میخوانیم و میبینیم:
ایکنا – در مطلع سخن بفرمایید شرق شناسی، علیالخصوص اسلام شناسی از چه زمانی و به چه دلیلی آغاز شد.
Orientalism یا شرقشناسی، از دید غربیها به معنایی رایج و مصطلح است، زائیده دوره رنسانس یا به فارسی، دوران نوزای در 400 سال پیش است. اروپائیان در عصر استعمار با ورود به سرزمینهای شرقی و اسلامی و فتح آنها نیاز به شناخت بیشتر مردم این سرزمینها را حس کرده و به این نتیجه رسیدند که باید فرهنگ و تمدن ایشان را مورد مطالعه علمی قرار دهند، بنابراین میتوان آشکارا گفت، این پدیده تا حدود زیادی محصول استعمار و با اهداف سیاسی بوده است.
‘;
const videoTextAreaId = “videoTextArea_3995144”;
const videoCodeBtnId = “videoCodeBtn_3995144”;
const videoCodeBtn = document.getElementById(videoCodeBtnId);
videoCodeBtn.addEventListener(‘click’, function() {
if (document.getElementById(videoTextAreaId).innerText.trim() === “”) {
document.getElementById(videoTextAreaId).innerText = embedHtml;
}
});
})();
اما برخورد غیرمسلمانان و مطالعه آنان درباره تاریخ و عقاید مسلمانان محدود به این بازه زمانی نشده و به دوران فتوحات مسلمانان در سرزمینهای مسیحی قلمرو امپراتوری روم شرقی(مانند شامات) بازمیگردد که از نخستین کسانی که به این کار دست یازید، یوحنای دمشقی یا سن جان دمشقی است که اسلام و قرآن را مطالعه کرده و به عنوان یک الهیدان مسیحی(که در عصر بنیامیه زیست میکرده است) با اسلام و مسلمین در رقابت سیاسی و همچنین رقابت دینی و اعتقادی قرار داشته (به این معنا که به زبان کلام مسیحی چه در مفهوم مجازی و چه حقیقی، خدا تنها یک پسر دارد و آن عیسی(ع) است) نقدهایی به آن وارد میکند که این نقدها به نوعی ریشه برخی نقدهایی است که امروزه از جانب اسلامستیزان مطرح میشود.
بررسی سیر تحولات اسلامشناسی غربیان نشان میدهد، پژوهشهای غربیان درباره اسلام به مرور زمان منصفانهتر و نزدیکتر به واقع شد و حتی بسیاری از کسانی که برای نقد و مچگیری از اسلام به مطالعه آن روی آوردهاند خود شیفته و دلباخته آن شدند. نخستین اسلامشناسی که به دور از انصاف و با غرضورزی به مطالعه اسلام پراخت، اولین مترجم قرآن به زبان انگلیسی «جورج سیل» است، که خطاهای فاحشی در ترجمه او، بدلیل ندانستن زبان عربی وجود داشت (به عنوان مثال علت نامگذاری سوره «ص» به این نام را وجود قصه سلیمان(ع) در آن میداند، یعنی مترجم حتی تفاوت میان «س» و «ص» را نیز نمیداند)، زیرا او متن قرآن را از دیگر ترجمههای لاتین ترجمه کرده است نه از متن اصلی (عربی).
او از طرف کلیسا مأمور به ترجمه قرآن شده بود و ترجمه او علاوه بر خطاهای فاحش، به وضوح دارای غرضورزیهایی است. اگر بخواهیم از کسانی که به قول مولوی به قصد شکار و با نیت ایرادگیری از اسلام به سراغ مطالعه بر روی اسلام رفتهاند اما خود شکار شده و شیفته اسلام و پیامبر(ص) شدند نام ببریم، میتوانیم به «مارمادوک پیکتال» اشاره کنیم.
او نماینده ملکه بریتانیا در هند و فرماندار آن ناحیه بود، او مسلمان شد و با نام «محمد مارمادوک پیکتال» یکی از زیباترین ترجمههای قرآن به زبان انگلیسی را تألیف کرده است و با مقدمهای طولانی و وزین با نام The Meaning of the Glorious Koran منتشر کرده است، او در این مقدمه عبارتی دارد که مانند یک شعر زیباست او در این عبارت میگوید: این قرآن مانند یک سمفونی زیباست که آوای آن انسان را به گریستن و خلسه وا میدارد. البته از میان مستشرقین کسانی بودهاند که نه مغرضانه برخورد کردند و نه مسلمان شدند، اما هماره نگاهی محترمانه به اسلام و پیامبر(ص) داشتهاند؛ مانند «آرتور آربری» (که او نیز قرآن را به انگلیسی ترجمه کرده است و به زبان فارسی نیز مسلط بود) او در یکی از نوشتههای خود علاوه بر یادکرد محترمانه از پیکتال با عنوان«مؤمن» عبارت او درباره قرآن را نقل میکند و در موضعی دیگر زمانهایی را که مشغول به ترجمه قرآن بوده را از بهترین ایام زندگی خود و همراه با تجربههای فوقالعاده معنوی ذکر میکند.








