آثار دفاع مقدسی دهه شصت؛ بهترین آثار موسیقیایی صد سال اخیر ایران + فیلم
- شناسه خبر: 3353
- تاریخ و زمان ارسال: 12 مهر 1404 ساعت 3:01
- نویسنده: بایراق نیوز

دفاع مقدس تنها واژهای نیست که مفهوم دفاع نظامی را یدک بکشد، بلکه رویکردی همهجانبه است و همچنان جاریست. دفاع مقدس در سرزمین ما به مثابه، اعتقاد، تعهد و خردی جمعی است که تعریفی نو از یک ملت را به تصویر میکشد، از خط مقدم جبهه تا کوچه پس کوچههای شهرها و روستاها. دفاع مقدس یک اندیشه و رویکرد است با ساحتهای بیشمار که از رزمنده تا دانشمند و هنرمند و کاسب و بازاری را در برمیگیرد. این مفهوم، بازنمایی روح جمعی، همدلی و همبستگی است که در دل هر ایرانی با هر عقیده و نگرشی در حفظ کیان ایران اسلامی، به وحدت نائل میشود. همچنین پرداختن به آن در یک هفته و دهه، امریست نامطلوب.
گروه هنر ایکنا میکوشد مفاهیم معطوف به مقوله کارکرد هنر در این ساحت را در قالب گفتوگو با اهالی هنر و ادب به بررسی بگذارد. در این مقال، به گفتوگو با رضا مهدوی، کارشناس موسیقی، پژوهشگر و دو دوره دبیر جشنواره بینالمللی موسیقی فجر و همچنین دبیر هفتمین جشنواره موسیقی و سرود بسیج «آوای عشق» نشستهایم. مهدوی که از مدرسان دانشگاه در این حوزه است در این مجال به بررسی تولیدات و آفرینشهای هنری با رویکرد دفاع مقدس و وطن پرداخته است. سخنانی صریح که با پیشنهادات او به عنوان یک هنرمند به متولیان امور فرهنگی همراه بود. بخش نخست گفتوگوی ایکنا با مهدوی دو روز گذشته با عنوان «درد وطن در جانِ «محسن چاووشی» کار یک وزارتخانه را کرد» از نظرتان گذشت، در این مجال بخش دوم این گفتوگو را با هم میخوانیم و میبینیم:
ایکنا _ چه ملزوماتی نیاز است تا شرایط برای آفرینش موسیقی دفاع مقدسی همچون آثار دهه شصت، فراهم شود؟
کشتیگیران ما در جهان سرافراز شدند، دلیلش این است که یک مربی از جنس خودشان با آنان تمرین کرده است. در رشتههای مختلف سالها مربی از خارج میآوردند و فقط پول حرام میشد. بله ما میتوانیم! وقتی بچه چهارده ساله به جبهه میرود و در هجده سالگی فرمانده میشود و خرمشهر را آزاد میکند، اکنون هم این قابلیت در جوانان ما وجود دارد. آن زمان باور بود الان هم اگر باور باشد همه کار میشود انجام داد. یک سال مسئولان این امر را امتحان کنند، ببینیم آیا نتیجه میگیریم یا خیر! زمانی که در والیبال اول میشویم، «خجسته باد پیروزی» پخش کنیم، در هر رشتهای که مقام میآوریم از این قبیل آهنگها پخش کنیم. چه اشکالی دارد؟ برای پیروزی المپیاد هم این آهنگها را پخش کنیم. چرا فکر میکنیم آهنگهای دفاع مقدسی فقط مختص به بزرگداشت دفاع مقدس و رویدادهای مربوط به آن است؟

انتظار میرفت طی هفته دفاع مقدس، در مترو اینگونه آهنگها را بشنویم ولی خبری از آن نبود! حتی رادیو هم موسیقی دفاع مقدسی پخش نکرد. بخش خبری ۲۰:۳۰ مهمترین و پربینندهترین برنامه رسانه ملی است که صغیر و کبیر، دوست و دشمن مخاطب آنند، حداقل کاری که در این ایام میشد انجام داد، دو دقیقه اول این برنامه سرودهای دفاع مقدسی پخش کرد. شعر مرحوم سبزواری در همین آهنگ «این پیروزی» شعر امروز است یعنی انگار برای این روزها این شعر را سروده است. این مسئله در مورد تمام رویدادها و مناسبتهایمان صدق میکند. مثلا نوروز، هر روز ما باید نوروز باشد. یا ایام محرم، مگر نمیگوییم کل یوم عاشورا کل ارض کربلا؟! پس این مناسبتها نباید مختص به یک روز خاص باشند و ما زمانی که میگوییم حس دفاع مقدسی یعنی در همه حال و احوال این حس هست و موسیقی هم باید حضور داشته باشد. ما امروز نیازمند این حس هستیم چون شرایطش ایجاب میکند.
ما تفکر آزادی و آزادگی داریم و فرمهای هنری باید به تقویت این تفکر کمک کنند. زمانی که داستان حر را میشنویم درس آزادی و آزادگی میگیریم. ما آرزومند و خواهان آزادی غزه هستیم و این باید در ما تقویت شود و استمرار داشته باشد. پس این واژه مناسبت یک اشتباه بزرگ است و ما نباید خودمان را در این ارزشها محدود به تاریخ و زمان مشخص کنیم. مثلا ما هر وقت به سفر عتبات عالیات برویم چاووشخوانی میشنویم پس لزوما روز و تاریخ مشخصی ندارد و نباید محدود باشد.
از این رو به نظر من باید تمام ادارات موسیقی و تجسمی تعطیل شوند و یک مرکز ایجاد شود که تمام این هنرها در آنجا پیگیری و مدیریت شوند. منتهی، مدیر اینچنین مجموعهای باید دهها مشاور عالی و کارکشته داشته باشد. اوایل میگفتند مدل ژاپن را برای مدیریتها در پیش بگیریم که البته محقق نشد. این نوع مدیریت از این قرار بود که یک مدیر ارشد با سن پایین مثلا حدود 25 ساله را سر کار میگذاشتند اما دهها مشاور سن بالای کارکشته به این مدیر جوان مشاوره میدادند و کار بسیار خوب پیش میرفت. ولی ما اینچنین روندی نداریم در عوض بهترین نیروهایمان را سر پنجاه سال خانهنشین میکنیم که مثلا نیروی جدید و تازه نفس به کار گمارده شود که این موضوع هیچ اشکالی ندارد، نیروی جوان و دارای انگیزه داشته باشیم اما اگر از تجارب و مشاوره بزرگان و پیشکسوتان استفاده نکنیم امکان ندارد موفق شویم. تازه یک کارشناس و مدیر به سن تجربه و حضور مفید و مؤثر رسیده که عذرش را میخواهیم و بازنشستهاش میکنیم.
ایکنا _ در دهه شصت علاوه بر آفرینش آثار موسیقایی شاخص و ماندگار دفاع مقدسی، برخی فیلمهای سینمایی هم بودند که به خصوص موسیقی این فیلمها بسیار شاخص و ماندگار شد. این که بعد از دهه شصت موسیقی آنچنان شاخص دفاع مقدسی نداشتیم آیا در موسیقی فیلم هم بعد از آن دوران همین شرایط را تجربه کردیم؟
فیلمی مثل «از کرخه تا راین» علاوه بر خود فیلم که بسیار خوب و خوش ساخت بود، موسیقیاش بسیار درخشید حتی آن صدای «سوت» که مرحوم خورشیدفر در این اثر مجید انتظامی اجرا کرد، خود به اثری مجزا و ماندگار و بسیار مشهور تبدیل شد.
جالب است بدانید یکی از دلایلی که موسیقی فیلم در دهه شصت قوت گرفت و آثار شاخصی پدید آمد این بود که خود موسیقی در آن دهه بسیار محدود شده بود و بسیاری از موزیسینها به ساخت موسیقی فیلم روی آوردند و همین قضیه باعث آفرینش آثاری شد که به ویژه در حوزه موسیقی دفاع مقدس ماندگار شد.
‘;
const videoTextAreaId = “videoTextArea_4033651”;
const videoCodeBtnId = “videoCodeBtn_4033651”;
const videoCodeBtn = document.getElementById(videoCodeBtnId);
videoCodeBtn.addEventListener(‘click’, function() {
if (document.getElementById(videoTextAreaId).innerText.trim() === “”) {
document.getElementById(videoTextAreaId).innerText = embedHtml;
}
});
})();
البته شرایط موسیقی در دهه شصت از نظر کیفی خیلی خوب پیش میرفت که متأسفانه از دهه هفتاد و با آغاز دوران موسوم به «سازندگی» موسیقی از این منظر رو به افول نهاد و در حد گستردهای به سمت پاپیولار شدن رفت.
یکی دیگر از دلایل تغییر کیفیت موسیقی در دهه هفتاد، این بود که در دهه شصت عموما فقط دو صدا از رسانهها و رادیو تلویزیون شنیده میشد. این روند به تدریج باعث شد مردم خسته شوند و طبیعت تنوعطلب انسان را به سمت تغییر ذائقه موسیقایی سوق دهد و همانطور که میبینیم موسیقی در دهه هفتاد دچار تغییراتی محسوس شد.
در این دوران چیزی که باعث آسیب به موسیقی شد تنها تغییر ذائقه مردم نبود بلکه مدیران ما هم در آن دوران مقصر بودند و دلیل اصلی این بود که مدیران، عموما تخصص و یا حتی آشنایی با هنرها نداشتند. خیلی از آن مدیران حتی یک موسیقی را ارادی و با اختیار و انتخاب خود گوش نداده بودند یا یک کتاب در حوزه فرهنگ و هنر نخوانده بودند، یا یک فیلم خوب ندیده بودند و همچنین به تماشای یک گالری نقاشی نرفته بودند. فکرش را بکنید نوع نگاه در آن زمان به شکلی بود که مدیر داشتیم میگفت خدایا چرا آخر عمری من را با اینچنین شغلی داری امتحان میکنی! و اینکه مثلا مدیر بخش موسیقی یا هنری شدن را نوعی امتحان و عذاب الهی میدانست و میبینیم که تلقی اینچنین مدیرانی چقدر میتوانست باعث آسیب به هنر شود. کسی که آن زمان فکر میکرده با امضای هر مجوز موسیقی گویی گناهی مرتکب شده است!








